نگاهی به تئوری انقلاب رنگی میرحسین/ یا وقتی پدرخوانده دستور شلیک می‌دهد 

جریانات سیاسی در ایران مثل همه احزاب و فعالان سیاسی در جهان برای کسب قدرت به مبارزات جدی در انتخابات می‌پردازند که در نگاه اول بد نیست اما گاه مصادیق زشتی دارد. یکی از این مصادیق، در انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری ایران تشبیه کردن رنگ سبز اقلام تبلیغاتی میر حسین موسوی به انقلاب مخملی‌است. چندی پیش این نگرش تنها به عنوان یک تخریب انتخاباتی مطرح بود، اما اکنون رسانه‌های مخالف جریان اصلاحات به شدت آن‌را برجسته و بزرگنمایی کرده‌اند. تا جایی که رضا سراج رئيس سازمان بسيج دانشجويي با عنوان “کارشناس مسایل سیاسی” یادداشتی با تیتر “جنگ رواني انتخاباتي يا زمينه سازي براي انقلاب رنگين” نوشته که در آن ابراز عقیده کرده ” قرائن و شواهد نشان مي دهد تلاش مرموزانه، استتار شده و بسيار پيچيده‌اي براي جابجايي افكار عمومي و زمينه سازي جهت انقلاب رنگي در حال شكل گيري است.”

رضا سراج در این بند با استفاده از عباراتی دهان‌پرکن و رعب انگیز، این نظریه را می‌پراکند که دست‌های شیطانی بسیاری در تلاش‌اند که انقلاب مخملین راه بیاندازند. او بدون آن‌که شواهد و قراین مورد نظر خود را معرفی کند، در این یادداشت که توسط خبرگزاری فارس و سایت خبری رجانیوز منتشر شده است، تنها به چند نشانه کلی اشاره کرده و با استناد به آن‌ها اصلاح‌طلبان را مترصد انقلاب مخملین می‌خواند. در این متن که بیشتر به لایحه شکوائیه می‌ماند سراج تمام تلاش خود را به‌کار گرفته تا از آسمان ریسمان کردنی، جرمی بدوزد و معلوم نیست که اگر قوای قضاییه و قهریه در دست داشت چه می‌کرد؟

او در مقدمه مطلب‌ش، “تشكيك در سلامت انتخابات و القاء تقلب در انتخابات”، “طرح نظارت بين المللي بر انتخابات و تشكيل كميته صيانت از آراء”، “افزايش انتظارات و مطالبات عمومي”، “تلاش براي سلب اعتماد مردم از نظام و القاء نا كار آمدي حاكميت”، “هجمه‌ به گفتمان انقلاب امام و رهبري”، “تهديدنمايي، بحران نمايي و سياه نمايي از وضعيت كشور” و “به صحنه آمدن تمامي مخالفين و معاندين نظام” را نشانه‌های انقلاب رنگی توسط حامیان میر حسین ارزیابی می‌کند.

اما سوال آن‌جا است که چطور می‌توان این گزینه‌ها را به اصلاح‌طلبان نسبت داد و اگر اصلاح طلبان برخی یا همه این موضوعات را مطرح کرده باشند چگونه می‌شود نتیجه گیری کرد که هدف‌شان از طرح این موضوعات براندازی، یا انقلاب مخملین است؟

“تقلب در انتخابات” از جمله نگرانی‌هایی است که در همه ادوار انتخابات گریبان‌گیر نیروهای اصلاح‌طلب بوده است و به ایام معاصر محدود نمی‌شود. این مساله تا به حال از زبان بزرگان اصلاحات به کرات شنیده شده است. اما آیا تنها اصلاح‌طلبان این موضوع را مطرح کرده‌اند؟ محمود احمدی‌نژاد در کورس دور دوم انتخابات ریاست جمهوری دولت نهم، با بیان این‌که از زخم خوردگان تقلب در انتخابات است(نقل به مضمون) نارضایتی خود را از انتخابات دور نخست اعلام کرد. بنابراین اگر تشکیک در سلامت انتخابات نشانه‌ای برای انقلاب مخملین است او نیز در این انقلاب سهیم است. هم‌چنین بسیاری از کاندیداهای اصولگرای مجلس هشتم که نماینده هفتمین پارلمان جمهوری اسلامی بودند نیز از تقلب در انتخابات گلایه‌ داشتند.

از دیگر سو “طرح نظارت بين المللي بر انتخابات و تشكيل كميته صيانت از آراء”، به زعم آقای سراج نشانه دیگری از انقلاب مخملی‌است. در ابتدا باید از نویسنده پرسید چه کسی، کسانی یا گروهی مساله نظارت بین‌المللی در انتخابات را مطرح کرده است؟ اگر برای پاسخ به این سوال، کلیدواژه ” نظارت بین‌المللی بر انتخابات ایران” را در گوگل جستجو کنید خبری از دویچه‌وله در راس خبرها قرار می‌گیرد که بر اساس آن “کمیته دفاع از انتخابات آزاد” با صدور بیانیه‌ای خواستار نظارت بین‌المللی بر انتخابات ریاست جمهوری ایران شده است.

شيرين عبادی، صديقه وسمقی ، مرضیه مرتاضی لنگرودی، نرگس محمدی، احمد صدر سید جوادی، ابراهيم يزدی، تقی رحمانی، سعيد مدنی، ، عبدالفتاح سلطانی، عزت الله سحابی، عطاالله شيرازی،
علی اکبر معين فر، محمد بسته نگار، محمد توسلی، خسرو سيف، محمد سيف زاده،
محمد علی دادخواه، محمد علی عمويي، مرتضی کاظميان، ، هاشم صباغيان، داوود هرمیداس باوند، هادی اسماعیل زاده، حسین شاه اویسی و مهدی معتمدی مهر از اعضای این کمیته هستند که بیشترشان گرایشات سیاسی متمایل به نهضت آزادی دارند.

محمدعلی دادخواه، از اعضای این کمیته در پاسخ به سوال دویچه وله که می‌پرسد:”این کمیته خود کاندید خاصی را در انتخابات آتی ریاست جمهوری در نظر ندارد، بلکه فقط از نوع انتخابات آزاد، سالم و عادلانه دفاع می‌کند. آیا همین طور است؟” پاسخ می‌دهد:”بله. این کمیته در مورد نگرش حقوقی، قانونی به بایدها و نبایدهای یک انتخابات سالم و عادلانه از منظر حقوق بین‌المللی از یک‌سو، و از منظر حقوق داخلی از دیگر سو و ضوابط اصولی و قواعد خردورزانه، اعمال نظر و اظهار عقیده می‌کند.”

اما خبری مبنی بر درخواست موسوی و کروبی یا گروه‌های سیاسی حامی‌شان برای نظارت بین‌المللی بر انتخابات ریاست جمهوری منتشر نشده است. بنابراین اصلاح‌طلبان از این اتهام نیز تبرئه می‌شوند.

جرم دیگر اصلاح طلبان اما تشکیل کمیته مشترک صیانت از آرا توسط موسوی و کروبی به ریاست حجت‌الاسلام محتشمی‌پور است. محتشمی‌پور درباره این کمیته می‌گوید:”بر اساس آخرین خبر اعلام شده توسط رییس ستاد انتخابات، کاندیداها باید حدود 47 هزار نیرو به عنوان نماینده بر سر صندوق‌ها داشته باشند، لذا کاندیداها باید این تعداد افراد را شناسایی کرده و آموزش‌های لازم را به آنها بدهند، یکی از مهمترین وظایف کمیته صیانت از آرا این است که این نیروها را با مسایل قانونی‌، قوانین انتخابات و شرح وظایف مربوط به انتخابات آشنا کند.”

از سوی دیگر صادق محصولي، وزير کشور با اشاره به راهکارهاي موجود در قانون اساسي براي نظارت بر انتخابات گفته است: “قانون پيش بيني هاي لازم را کرده و از جمله موارد موجود براي نظارت، اين است که هر يک از نامزدها مي توانند يک نفر را به عنوان نماينده خود در شعب اخذ راي داشته باشند.”

به گزارش رجا نیوز، وي پيش از اين نيز از حق هر کانديدا براي معرفي 36 هزار نماينده در حوزه‌هاي راي‌گيري (به تعداد صندوق‌هاي راي‌گيري کل کشور) خبر داده بود.

بنابراین تشکیل چنین کمیته‌ای که با هدف آموزش‌ نمایندگان کاندیداها برای نظارت بر مراحل اجرایی رای‌گیری و شمارش آرا است، نمی‌تواند مشکلات قانونی در بر داشته باشد.

“افزايش انتظارات و مطالبات عمومي” نیز یکی از مکانیزم‌هایی است که به اعتقاد آقای سراج، توسط اصلاح‌طلبان به کار گرفته شده تا انقلابی مخملی به‌راه بیافتد. اما مصداقی برای این مساله ذکر نشده است. وی در این یادداشت منظور خود از افزایش انتظارات عمومی را شرح نداده و نگفته است که چطور امکان پذیر است که یک کاندیدا در سخنرانی‌های انتخاباتی انتظارات عمومی را بالا ببرد، اما کاندیدای دیگری که او نیز وعده‌هایی برای مدیریت بهتر کشور دارد با سخنرانی‌های‌اش این انتظارات را افزایش ندهد؟ به عبارت دیگر، آیا سخنرانی‌های انتخاباتی آقای احمدی‌نژاد در 4 سال پیش، چنین خطری را در بر نداشت، یا سخنرانی‌هایی که این‌روزها انجام می‌دهند؟ و تنها سخنرانی‌های انتخاباتی اصلاح طلبان باعث افزایش انتظارات عمومی ‌می‌شود؟ در غیر این‌صورت آقای احمدی‌نژاد نیز قصد براندازی نرم داشته و دارند و خودتان خبر ندارید. نگاهی به وعده‌های انتخاباتی آقای احمدی‌نژاد در سال 84 معیار مناسبی در این زمینه خواهد بود:

_ سطح رفاه را بايد به حداكثر برسانيم.

_ مدير بايد همه حرفها را بشنود، امكان دسترسي به آن باشد و عدالت محور باشد.

_ بايد اصلاحاتي در شيوه اداره كشور انجام شود.

_ مردم بايد امكان دخالت در امور سياسي و دخالت در مسايل سياسي، اقتصادي را داشته باشند.

يعني اقتصاد را ملت اداره كند، سياست را ملت اداره كند و فرهنگ را ملت رشد بدهد.

_ ما بايد بتوانيم فضايي ايجاد كنيم كه آزادي در بالاترين حد ايجاد شود.

_ ما مي‌خواهيم جلوي رانت‌ها را بگيريم.

_ يكي از كارهاي من اين است كه وزارت خارجه مدافع حقوق همه ايرانيان خارج از كشور شود. هر كس كه ايراني است در هر جاي دنيا، دولت خادم اوست.

_ دولت بايد در ارايه خدمات به قيافه، قد، مذهب، لباس و سليقه طرف نگاه نكند و حقوق اجتماعي همه را يكسان توجه كند و حق ندارد بين افراد، درجه يك و دو تعيين كند و هر كس كه در راس دولت قرار مي‌گيرد خادم كل ملت است.

_ عرصه مسئوليت سه بخش بايد شود ١ _ كارهايي كه مردان انجام مي‌دهند ٢ _ كارهايي كه زنان مي‌توانند انجام دهند ٣_ عرصه مشترك كه بر اساس شايسته‌سالاري است.

_ بايد بانكها اصلاح شود و با كمترين هزينه بيشترين خدمات را بدهند.

_ بودجه‌ها بايد بر اساس عدم محروميت توزيع شود.

_ تمركز گرايي را از تهران خارج مي‌كنيم تا تهران خلوت شود.

_ مطبوعات بايد ياد بگيرند از آزادي خوب استفاده كنند و مسئولين هم بايد سعه صدر بيشتري داشته باشند.

_ خدا يك فكرهايي به ذهن من انداخت كه سالها اگر فكر مي‌كردم به آن نمي‌رسيديم.

این وعده‌ها و بسیار دیگر باعث افزایش انتظارات عمومی نمی‌شوند؟ به نظر آقای سراج در زمان نوشتن این یادداشت کاملا از مسیر انصاف خارج شده بودند.

“تلاش براي سلب اعتماد مردم از نظام و القاء نا كار آمدي حاكميت” تهمت دیگری است که رییس سازمان بسیج دانشجویی به اصلاح‌طلبان وارد دانسته‌اند. البته ایشان برای این مورد نیز هیچ مصداقی را منتشر نکرده‌اند. با این حال می‌توان تصور کرد که وی دولت نهم و شخص آقای احمدی‌نژاد را مساوی کل نظام فرض کرده بودند. چون در غیر این صورت هیچ یک از دو کاندیدا درباره خدمت به جمهوری اسلامی تردید ندارند و هر‌آن‌چه نقد دارند به دولت نهم است. کافی‌است برای دانستن نظرات هر دو کاندیدا به سایت یا آرشیو روزنامه‌های‌شان مراجعه کنید، تا بدانید که انتشار چنین دیدگاه‌هایی نه انسانی و نه اسلامی‌است.

رییس سازمان بسیج دانشجویی، “هجمه‌ به گفتمان انقلاب، امام و رهبري” را نیز بدون ذکر مصداق و احتمالا از سر علاقه شدید قلبی به آقای احمدی‌نژاد در کارنامه اصلاح طلبان درج کرده‌اند، لابد با این امید که به ایشان بچسبد. اگر نه کافی است ایشان همین یک مورد را ثابت کنند تا تلاش جریان اصلاحات برای براندازی نظام نه یک احتمال آن‌هم در حد یک یادداشت در یک سایت و یک خبرگزاری که تبدیل شود که پرونده‌ای قضایی. کاش ایشان لا اقل یک مورد از هجمه کاندیداهای اصلاح طلب یا نماینده‌های‌شان به گفتمان انقلاب، امام و رهبری را ذکر می‌کردند. مگر این‌که ایشان گفتمان آقای احمدی‌نژاد را مساوی با گفتمان انقلاب، امام و رهبری بدانند. در همین زمینه بد نیست ماجرا‌های آقای مشایی را خدمت ایشان یادآوری کنیم، شاید متوجه معنی هجوم به گفتمان انقلاب، امام و رهبری بشوند. البته از این دست امور در دولت نهم کم اتفاق نیافتاده‌است که یک فهرست در این زمینه جمع‌آوری کرده‌ام.

“تهديدنمايي، بحران نمايي و سياه نمايي از وضعيت كشور” نیز یکی از اتهاماتی است که تفهیم نمی‌شود. ابتدا باید پرسید که تهدید نمایی به چه معنی است؟ از ترکیب این عبارت می‌توان دو دریافت کلی داشت یا این‌که در کشور تهدید زیاد است و یا این گزینه که خطرات زیادی کشور را تهدید می‌کند. گمان من بر آن است که این عبارت قصد بیان گزینه دوم را داشته است.

اگر چنین باشد، در باره عبارت بسیار غلط تهدید نمایی باید گفت: کشور ایران از دو سوی شرق و غرب تحت محاصر آمریکا است، اخیرا فرانسه در امارات متحده عربی پایگاه نظامی دایمی دایر کرد. طالبان در پاکستان مشغول پیش‌روی است و در صورت موفقیت این‌گروه برای تسخیر اسلام‌آباد، این گروه‌متعصب و تندروی تروریستی، مجهز به 100 موشک هسته‌ای خواهد شد، گروه جندالله با ریاست عبدالملک ریگی، جنوب شرق ایران را کاملا نا امن کرده‌است، تجزیه طلبی کردها در غرب کشور بسیار بالا گرفته تا جایی که مقام رهبری در سفر اخیر خود به کردستان خبر از حضور دشمن پشت مرزهای کردستان دادند، با این اوصاف، وقتی اسراییل به طور منظم تهدید به حمله می‌کند و آمریکا می‌گوید که گزینه نظامی برای حمله به ایران، روی میز است، باید به سیاست خارجی تهاجمی دولت نهم افتخار کرد؟ اگر این‌طور است، درست می‌فرمایید اصلاح‌طلبان همین فعل غلط شما را انجام می‌دهند: تهدید نمایی!!!

آخرین افترای رییس سازمان بسیج دانش‌آموزی به اصلاح طلبان اما “به صحنه آمدن تمامي مخالفين و معاندين نظام” است. ایشان باز از کسی نام نبرده‌اند و ما نیز علم غیب نداریم، اما باید به ایشان گفت که اگر معاندین و مخالفین نظام محاکمه نشده‌اند چطور شما عناد و مخالفت‌شان با نظام را تشخیص دادید؟ اگر محاکمه شده و تبرئه شده‌اند که در حال افترا زدنید و این خود جرم است هر چند این افترا به اشخاص نا معلومی زده شده است و از این بابت نمی‌توان شما را محاکمه کرد. و اگر محاکمه شده و محکوم شده‌اند که الان یا در زندان‌اند یا به انحاء مختلف دوره محکومیت‌شان را می‌گذرانند پس نمی‌توانند در صحنه باشند. و اگر دوره محکومیت‌شان را سپری کرده‌ باشند که بازگشت‌شان به صحنه بلا اشکال است.

با این همه ممکن است منظور ایشان معاندین و مخالفین خارجی باشد که باید گفت: معاندان و مخالفان خارجی مگر به دست من و شما کنترل می‌شوند که اگر از ما حمایت کردند ما بد باشیم و از شما حمایت کردند شما بد باشید؟ از طرف دیگر از کجا باید بدانیم که حمایت معاند خارجی از کاندیدایی برای رای نیاوردن او نیست؟ به عبارتی از کاندیدایی حمایت می‌کنند که نمی‌خواهند رای بیاورد.

به آقای سراج توصیه می‌شود قبل از به کار گرفتن بی قاعده و به اصطلاح کیلویی کلمات، قدری آن‌ها را مزمزه کنند و سپس بر زبان و قلم جاری سازد تا بتواند در مقابل یکایک آن‌ها پاسخ‌گو باشد. اگر نه هجوم بی منطق با استفاده از کلمات ترو تمیز، تصویر مافیای جنایت‌کار را در ذهن زنده می‌کند که در لباسی شیک و اتوکشیده، افراد را به حکم تیر محکوم می‌کرد.

پاسخ به ادامه یادداشت ایشان را نیز لازم نمی‌بینم چه آن‌که با کتمان مقدمه، موخره بلا موضوع می‌شود.