زنده‌گی

آغاز ِ زندگی به قطع ِ رگ و تنبیه میسر می‌شود

به تقطیع ِ جنین از حامل

حامل به سان ِ پلی

و اکنون، این‌سوی پل طفلی، انسانی، دردی تازه به اشک

هم‌آغوش ِ زنی

رشد می‌کند

بر می‌آید

می‌خلد

در آغوش ِ زنی/مردی دیگر

زنانی/مردانی دیگر

به مذهبی

مذاهبی

کام برآورده یا نه

می‌خزد به تن ِ زنی دیگر

در خاک

و هم‌این

زنده‌گی، زن است، تن است، درد است و مرگ.

=-=-=-=-=
Powered by Blogilo

دنبال‌کردن

هر نوشتهٔ تازه‌ای را در نامه‌دان خود دریافت نمایید.